چـــِـل چُو

 

 بیست و هفتم تیرماه سال 1363 خورشیدی ، شهرستان زیبای خوانسار شاهد تولد پسری بود در خانواده ای متوسط و نه مرفه ، از جنس بی ریای صفا ، خانواده ای که پدری سرپرستیش را عهده دار بود از جنس زحمت و تلاش ، دستهایی داشت پینه بسته و دلی داشت دریایی و پاک چونان زلال چشمه ساران ، پدری که سرمایه ای نداشت و امیدش در گرو به ثمر نشستن جوانه ی بذری که نشانده بود ، و او حالا خود را آماده می کرد تا با قطره قطره عرقهایی که از زحمت و تلاش  می ریخت نهالش را آبیاری کند ، گوشه گوشه زمین چمن استادیوم پیروزی شاهد و ناظر زحماتش بود و بالاخره 18 سال گذشت و نهال نو پایش را با هزار امید روانه ولایت غربت کرد تا بذر تلاشش  به ثمر نشست ،

صحبت از محسن بیات هافبک آینده دار تیم  فوتبال صبای قم و البته همشهری افتخار آفرین ماست

محسنی که ثمره تلاش کسی است که دستهایش را باید بوسید

بزرگ منشی پدر بزرگوارش {محمدرضا بیات } را ارج می نهیم و بوسه می زنیم بر دستهای خالی و پینه بسته اش و همت بلند و مردانه پسری را می ستاییم که زحمات او را ثمره ای داد تا موجب افتخار من و توی همشهری باشد .

محسن

مختصری از محسن بیات :

در 18 سالگی پس از یک دوره بازی در تیم نونهالان سپاهان اصفهان راهی تهران شد و در باشگاه صبا باطری تهران بازی کرد ، بازی زیبا و به دور از حاشیه مربیان را برآن واداشت تا همیشه پای ثابت مسابقاتشان باشد و اکنون قریب بر 8 سال است که در لیگ برتر فوتبال ایران بازی می کند .

برای او آرزوی سعادت و سلامت و پیروزی داریم

اما تنها یک سوال ؟ چه بخواهیم و چه نخواهیم  محسن از مفاخر خوانسار در 30 سال گذشته است برای او چه کرده ایم  ؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۸۸ساعت 19:54  توسط مهدی حاجی زکی   | 

 

راویان اخبار و طوطیان شکرشکن شیرین گفتار چنین روایت کنند که :

چون علی اکبر محرابیان ، رهرو نه چندان قدیمی کوچه باغ خاکی خوانسار در مدت جلوس بر اریکه وزارتش در نهمین دولت پس از انقلاب اسلامی  ، در راستای اهداف روشن و خدمت گذاری  عامه مردم قدم برداشته و خدمات قابل قبولی برای رضای خدا و خلق خدا ارائه نموده همچنان به عنوان کدخدای بی جون و چرای صدارت صنعت و البته در دولت دهم ابقا شد .

( چل چو برای ایشان و همکاران صدیقشان آرزوی موفقیت و افتخار خدمت  بی ریا برای خلایق خواستاراست ... اجرکم عندالله )


تغییر کاربری  تعبیر  دشمنی  با طبیعت  ؟

چندی پیش که  با اهل و عیال به قصد تفرج گذری کوتاه به تنها تفرجگاه شهرمان می زدیم مقهور و مبهوت  قدرت تخریب انسان دوپا شدیم ، کوچه باغ زیبا و دلگشای ما ، در ورودی سرچشمه جای خود را به  عمارتی سیمانی از بتون آرمه  داده بود و حال آنکه امتداد دیدمان که تا قبل تر ابتدای تفرجگاه سرچشمه را می پایید هم اینک به بلوکی سیمانی برخورد و کمانه کرد ، حرفی نیست که این سد بالاخره باید آبی داشته باشد و این آب از جایی تامین ، اما آیا این شکل و شمایل مهیب بر سر راه  دلهای خسته پس از این هم  چشم نواز خواهد بود  یا نه  ؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۸۸ساعت 16:53  توسط مهدی حاجی زکی   | 

عرض سلام ، ادب و احترام حضور همه سروران ، دوستان و همراهان همیشگی که با وجود کم کاری این بنده حقیر کم و بیش از الطاف ملوکانه اشان بی بهره نبوده و هرازگاهی از طریق وسایل ارتباطی اعم از پیامک و تلفن و یا از طریق حضور در رایان نامه و شرف یاب شدن حضوری ، محضر گرامیشان تلنگری بر پیکره تنبلی اینجانب می زنند تا خاطر شریفمان را که در تند باد زمانه اسیر خواب زمستانی گردیده  و قدری موجبات  کم سعادتی  تشرف به محضر انورتان  شد   بیدار نمایند .

از آنجایی که مشکلات عدیده زندگی در جوامع امروزی  موجب آن شده تا فرصتی برای مشق رسالت خطیری که  خود متعهد آن شده ام ، فراهم نمی شد و مدت مدیدی است که دیدمان از دریچه دوربین محروم مانده و قدری با تکنولوژی  روز بی گانه  شده بودیم ، برآن شدم تا برای بار چندم در دو سه سال اخیر فضای تارنگار خود را دستخوش تغییراتی شگرف قرار داده و اقدام به تاسیس خبرگزاری طناز، تحلیلی ، انتقادی خوانسار با حفظ نام و نشان قبلی نمایم  .

از طرف دیگر بر همگان پوشیده نیست که رسالت تحلیل و انتقاد ، رسالتی است بس خطیر چرا که زبان سرخ می خواهد و زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد .

پس بر آن شدم که ضمن انتقاد و تحلیل مسایل شرعیه ( البته با ارائه  ادله محکمه پسند )  با همفکری و همراهی شما عزیزان راه کاری  درست  در جهت  حل مسائل و مشکلات کلان شهر خوانسار ارائه نمایم  باشد که روزنه ای باشد برای  سربلندی  موطن و زادگاه عزیزمان  خوانسار ...

هم چون همیشه همراهمان باشید ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۸۸ساعت 11:29  توسط مهدی حاجی زکی   |