چـــِـل چُو

شاید درست نباشد آنقدر لطف بی حدو اندازه ببینی و صورتت سرخ شود از اینکه نتوانی جبران کنی!

شاید درست نباشد ، رفقا گر و گر به خانه ات بیایند و بدون هیچ چشمداشتی از هر آنچه که تو پختی بخورند و تو یکبار هم مهمان خانه اشان نشوی !

بدتر از همه اینکه تو آشپز خوبی نباشی و ندانی چه به خوردشان می دهی...!

و از آن بدتر اینکه مهمانشان شوی و چیزی نخوری !

و باز هم بدتر از آن ...

بدتر از آن هم می شود ؟

چرا نشود آقا جان ! چرا نشود ؟

بدتر آنکه مهمانشان بشوی و از غذایشان بخوری و تشکر نکنی !

قطعا درست نیست ...

بدینوسیله از همه دوستان عزیز و صمیمی و همه همراهان به دلیل اینکه بارها سر سفره تارنگارشان مهمان شدم و تشکر نکردم ، بارها از غذای ته گرفته بنده خوردند و دم نزدند ، بارها به دلیل گرفتاری لیاقت آنرا نداشتم تا حتی از دستپخت خوشخوراکشان تناول کنم

صمیمانه عذر خواهی می کنم

+ نوشته شده در  جمعه هفتم خرداد ۱۳۸۹ساعت 19:41  توسط مهدی حاجی زکی   |