چـــِـل چُو

این نگارش  شاید روزی  حقیقتی باشد انکار ناشدنی ، و شاید ساخته و پرداخته ذهن علیل نویسنده ای است که  در هزار دالان تاریخ گم گشته و او را راهی برای گریز نیست

سال 1245 هجری قمری  - تهران  مدرسه درالفنون :

عبادالله خان صولتی ، دانش آموخته درس جغرافیا و شاگرد ممتاز مدرسه دارالفنون در محضر استاد میرزا حسن سماک باشی هنگام برسی نقشه های  جغرافیا ؛ در تالار جغرافی میرزا تقی خان فراهانی ، به  نقطه کوری برخورد که  مصادف شد با کشفی عظیم ، کشفی که کم از کشف قاره پهناور آمریکا توسط میرزا کریم خان سورچران معروف به کریستف کلمب نداشت

عبادلله خان صولتی ، در زیر پونز اتصال نقشه به دیوار تالار چشمش به نقظه ای خورد که تا به حال در کتب جغرافیا نه نشانی از آن دیده و نه نامی از آن شنیده بود ، اثرات ناشی از زنگ زدگی پونز مذکور نام این نقطه را مخدوش نموده و تنها چند حرف از نام آن عیان بود که هر چه در کتب قدیم و جدید کاوش نمود چیزی از آن یافت نشد که نشد

موضوع را با میرزا حسن خان سماک باشی  مطرح نمود تا شاید استاد مسلم جغرافیا و دست راست حضرت همایونی در اداره سرحدات  دربار، نشانی از آن بداند و بازگوید اما دریغ از یک نشان!

حتی اداره مالیه  نیز که ریز ودرشت سرحدات را جهت اخذ مالیات  و پرداختن به امور رعیت در اختیار داشت نیز از وجود آن بی اطلاع بود

معلوم بود این ایالت مکشوفه تا کنون ریالی مالیات نداده و اتصالی نیز به دربار شاه نداشت

با پیگیریهای مستمر،  مستشاران خبر از وجود چنین ولایتی آورده و عرض نمودند : ولات مذکور آب و هوایی بسیار دلربا داشته و در دره ای سرسبز و از غرب مشرف به سرحدات عباسیان است و امور آن را خوانین بومی عهده دار هستند

نام ولایت مکشوفه را نیز خوانیسار عنوان نمودند

نمی دانم از بخت بد بود یا از بخت بلند و اقبال خوش مردم این سرزمین ، که تا آن زمان هیچ احد الناسی خبر از وجود چنین نگینی نداشت!

از آن به بعد دولت مرکزی  ، که  به تعداد رعیتش مفت و مجانی اضافه شده بود و مالیات رسیده اش به جهت خوشی آب و هوا و کشت و کار رعیت  به حد کفایت می رسید ، جز برای تفریح و تفرج در ولات مذکور  کاری برای ان نمی کردند و روز به روز اوضاع طبیعی آن دستخوش تخریب کسانی می شد که هراز چند گاهی، به قصد شکار و سیاحت شهر مکشوفه را زیر سم اسبانشان درمی نوردیدند ، پادشاهان یکی پس از دیگری آمدند و رفتند تا از خوشی اقبال دوباره نام و نشان ولات مذکور در زیر پونز قرار گرفت 

آنجا بود که  به سبب وجود پونز ، این شهر از حملات هوایی دولت بعث در زمان جنگ هشت ساله در امان ماند

اما گویا هنوز کسی پیدا نشده تا ان پونز کذایی را دوباره بردارد و نام و نشانش را جهانی کند تا نیم نگاهی هم به آن بکنند و برای تفریح هم شده یک سری به آن بزنند

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مهر ۱۳۸۹ساعت 18:47  توسط مهدی حاجی زکی   |