چـــِـل چُو

بازم سلام؛ یه دو هفته‌ای تعطیل کردیم گفتیم هم شما یه نفسی بکشید هم سوژه‌ها بیشتر بشن هم اینکه اول کاری متهم نشیم که آب بستیم تو مطالب و دادیم به خورد مردم..!!!

بالاخره تلاشهای مسئولین برای تغییر اقلیم نتیجه داد و ما هم رفتیم جزو اقلیم دومی‌ها! هر چی باشه دوم بودن بهتر از سوم بودنه!
می‌گم اعتراض هم چیز جالبیه تو رفق و فتق امور‌ها..!
تو دادگاه محکومت می‌کنن اما می‌تونی اعتراض کنی!!
خلافی ماشین می‌اد واست بازم می‌تونی اعتراض کنی!!!
تو مدرسه از یه درس نمره نمی‌اری، می‌تونی اعتراض کنی!!!
همینجوری الکی می‌برن می‌زارنت تو اقلیم سه! بازم اعتراض می‌کنی!!
جالبه که بیشترش هم نتیجه می‌ده...!
 بهتر نیست برای عدم کاغذ بازی و به قول معروف کار دوبارگی! همون اول از مردم بخوایم ببینیم چی عشقشونه؟ چه طوری حال می‌کنن؟ همونطوری واسشون ردیف کنیم..؟
اینجوری هیچ کس اعتراض هم نمی‌کنه!
البته بعید می‌دونم! مارو اگه تو پر قو هم بپیچن و کلی قربون صدقمون برن و نازمونو بکشن بازم اعتراض داریم!!!

شنیده شده بهزیستی واحد‌های ساختمانی ۷۰ متری ساخته برای مدد جو‌ها که هر واحد چهارده ملیون تومان بیشتر آب نخورده! قراره هفت ملیون رو بنیاد مسکن بصورت وام بده هفت ملیون هم خود بهزیستی بلاعوض!
می‌گم بهتر نیست همین مسکن مهر رو هم بدیم بهزیستی زحمتشو بکشه!؟
با این حساب ما بی‌خانمان‌ها سهم آورده که نمی‌دیم هیچ! شیش ملیون از وام دولت هم می‌ره تو جیب خودمون، می‌تونیم بریم یه سواری بخریم وبندازیم زیر پامون؛ این بعد مسافت تا مرکز شهر خود بخود حل می‌شه!!!

بروبچه‌های شورا بعد از تغییر اقلیم ذوق زده شدند که این خبر رو به هر وسیله‌ای شده به اطلاع عموم برسونن
از پیامک گرفته تا درج تو وبسایت شورا و وبلاگهای وابسته...!
خداییش ذوق هم داره؛ اقلیم دو وسه تو محاسبات قبوض گاز تومنی سه هزار فرق معامله است!
فقط نمی‌دونم ذوق دوستان برای شخص خودشون بوده یا واسه ما هم خوشحال بودن!!؟؟

بعضی دوستان تازگی‌ها گنج پیدا کردن و تبدیل به سایت شدن و دامین می‌خرن؛ آی آر می‌شن، عینک نو می‌خرن! کت شلوار سفارش می‌دن! تیپ اسپورت می‌زنن!
 نمی‌دونم این وبلاگ نویسی چه درآمدی واسه ما داره که بعضی‌ها که البته بنده هم از اون‌ها مستثنا نیستم انقدر هزینه می‌کنیم و پیامک می‌دیم و دامین می‌خریم و...
شده حکایته طرف که نون نداشت بخوره پیاز می‌خورد اشتهاش وا شه!!!

چند روز قبل با دیدن آگهی استخدامی از شبکه بهداشت و درمان؛ خوشحال شدیم که یک ارگان به این مهمی استخداماتش را علنی کرده تا حداقل یه عده از جوونای همین شهر رو تو مجموعه خودش سهیم کنه!
اما به وسطهای متن که رسیدم دیدم شرایطش زیاد هم پر بیراه نیست!!!
همش سه تا دکتر می‌خواست و سیزده تا پرستا ر و یه نفر کاردان اطاق عمل!!
احتمالا اگه این نیرو‌ها با این شرایط اینجا پیدا نشد دور و بر پر از دکترای بیکاره که همه رو به کارای غیر تخصصی آوردن!!

راستش می‌خواستم یه متن کامل هم برای معضل خودکشی بنویسم اما هر چه کردم دلم راضی نشد، خودم هم دل و دماغ نوشتن مصیبت ندارم...!!!

تا بعد خیلی مواظب خودتون باشید...! روز و روزگار خوش
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۸۹ساعت 18:15  توسط مهدی حاجی زکی   |