همیشه تاریخ صفر می گرفتم تا چیزی از گذشته تو ذهنم نمونه!
ریاضی سه می شدم چون حساب و کتاب روزای رفته رو هم قاطی می کردم!اجتماعی چهار میشدم چون از بچگی آدم گوشه گیری بودم!
املا نوزده می شدم چون هیچ وقت نفهمیدم عدالت رو با ت مینویسند یا ط!
شیمی پنج می شدم چون زندگیم یه پدیده شیمیایی بود که همیشه برای شاد بودن نیاز به یک کاتالیزور داشتم!
ادبیات رو هم تجدید می شدم تا به بهانه ادب قفل سکوت نزنند به چاک دهنم!
اما انشا همیشه بیست بودم چون من عاشق خیال پردازی برای روزهای خوش آینده ام ...
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۰ساعت 11:34  توسط مهدی حاجی زکی
|