
آقا جان سلام ...
می دونی که از راه دوری میام سختی راهی رو تحمل کردم که به دیدن گنبدو گلدسته هاو ضریح کوچیک و حقیرت می ارزید .
اونقدر از کرامات و الطافت شنیدم که دلم طاقت نیاورد نیام و صحن کوچیک و با صفات و نبینم .
اینجا منطقه ای دور و صعب العبور در دل کوههای لرستانه جایی که مامن ناامیدان و پناهگاه بی ناهانه ره گم کرده است .
اینجا حرم با صفای سلاله ای از معصومین حضرت محمد ابن حسن علیه السلامه ...
آقا جون دستهای خالی و پاهای پینه بسته از فرط خستگی راه نشان از ارادت این مردم به شماست .
تورا به جان زهرای مرضیه نکنه دستشون رو خالی بگذاری

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر ۱۳۸۷ساعت 14:52  توسط مهدی حاجی زکی
|